باشگاه طرفداران محمدرضا گلزار GolzarFanClub
درباره وبمون


وبلاگ باشگاه طرفداران محمدرضا گلزار شهریور ماه سال 87 تاسیس شد و در ابتدا نام وبمون باشگاه مردانه محمدرضا گلزار بود که با نام ریزار که آدرس وبلاگمون هستش همخوانی داشت. باشگاه طرفداران گلزار نخستین وبلاگ مرجع حامی مهندس محمدرضا گلزاربا سابقه یک دهه فعالیت مستمر و مدام زیر نظر مستقیم محمدرضا گلزار هستیم و لازم به ذکر است که نام باشگاه طرفداران گلزار را خود محمدرضا گلزار عزیزمون در سال 88 برای وبلاگمون انتخاب کردند. ما توانستیم در این سالها ضمن اطلاع رسانی صحیح ترین اخبار فعالیتهای متنوع و متفاوت محمدرضا گلزارمون ، تازه ترین عکسهای سوپراستار را در شبکه های اجتماعی مجازی (فیسبوک و اینستاگرام و تلگرام) را بدون هیچ وقفه ای و در زمان خودش اطلاع رسانی کنیم. ما توانستیم فعالیتهای محمدرضا گلزارمون را زیر نظر ایشان در زمینه های مختلف ورزشی و هنری و سینمایی و مدلینگ و تبلیغاتی را در اختیار طرفداران و هواداران سوپراستارمون قرار دهیم. ما توانستیم ضمن کسب اعتماد خاندان محترم گلزار و محمدرضای عزیزمون در بین هواداران و گلزاریهای نازنین بدون هیچگونه تبلیغاتی و با خلوص نیت و احترام به تمامی سلایق هواداران سوپراستارمون بمانیم و افتخارمان کسب محبت و اعتماد گلزارمون و هواداران ایشان است. تمامی شما گلزاریهای نازنین مثل خواهر و برادرهای من هستین و از صمیم قلب براتون آرزوی بهترینای زندگیتان رو دارم.


پستهای پیشین
نویسندگان
برگزیده های وبمون
پست و استوریهای اینستاگرامی محمدرضا گلزار 
دوشنبه 30 دیماه 98


















نوع مطلب : گلزار فنکلاب، عكس های محمدرضا گلزار، فعالیت اینستاگرامی محمدرضا گلزار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 2 بهمن 1398 02:09 بعد از ظهر
همون نازی صدام کن مرسی
والا نرفتن من از اونجا رفتم
نه بابا من نه زیاد خوردم نه کم معمولی خوردم
ساره جون خب بالاخره از این خوابا پیش میاد شمام خوابای آقارضا رو میبیتی به عنوان یه گلزاری


قربونت برم نازی جون واسه من خیلی کم پیش میاد خابه گلزارمونو ببینم
چهارشنبه 2 بهمن 1398 09:04 قبل از ظهر
اون عکس چهارمی ریزار رورر چی نوشته ؟ به انگلیسی میشه سارها جون.معنی کنی؟
چهارشنبه 2 بهمن 1398 09:01 قبل از ظهر
یه وقت نریس رو پشت بوم .دور از جون میفتی.اونوقت من بدبخت میشم.عزیزم مواظب خودت باش
چهارشنبه 2 بهمن 1398 08:54 قبل از ظهر
قربونت برمد عشقم مهربون من
سه شنبه 1 بهمن 1398 11:47 قبل از ظهر
چه رسم تلخیست...توبی خبرازمن وتمام من درگیرتوو...:/


سه شنبه 1 بهمن 1398 01:09 قبل از ظهر
مثله اینکه خیلی کم شانس دیدنشو دارم
ساره جون من اسم واقعیم فاطمس ولی دوس دارم بهم بگن نازی دروغگو نیستما اسم مستعارمه
من چند وقت پیش خواب دیدم آقارضا با بچه های ساخت ایران ۲اومدن حیاط خونه ما بعدش من سریع پریدم بغل آقا رضا بعد آقارضا منو به دوستاشون معرفی کرد و گفتب بچه ها این فاطمس من گفتم شما منو از کجا میشناسی گفت دیگه دیگه


منو اذیت نکن من عادت کردم تو نازی هستی. عزیزم شام زیاد نخورده بودی؟ شایدم برعکسش گشنه خابیده بودی؟ نازی کله گروهو کشوندی خونتون؟ یه چایی یه پذیرایی چیزی میکردی ازشون. خشک و خالی فرستادیشون برن؟
دوشنبه 30 دی 1398 09:23 بعد از ظهر
وای رضا تو بچگیاش هم باید دلبری کنه اخه
ساره جون آقا رضا دبی هستن؟؟؟؟
اخه تو پستشون دومین عکس اون مغازه هه عربی نوشته


آره رفتن دوبی
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبمون
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات