منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر :این وبلاگ به معرفی باشگاه مردانه سوپر استار ایران، محمدرضا گلزار می پردازد. بخش شركت در نظر سنجی فعال می باشد. ما را از نظرات ارزشمندتان بی بهره نگذارید.

نظرسنجی
آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ
لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما


لوگوی دوستان

آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

پنجشنبه چهارم تیر 1388
لیلةالرغائب؛‌ شب آروزها

لیلةالرغائب؛‌ شب آروزها

امروز چهارم تیرماه سال 1388 مصادف با دوم ماه رجب است و نخستین پنجشنبه این ماه كه شب بسیار مهم و نورانی لیلةالرغائب خوانده می‌شود كه اعمال و نماز ویژه‌ای دارد و به دلیل فضیلت‌های آن، شبی است كه در سال تكرار نمی‌شود.

از پیامبر اكبر (ص) روایت شده است كه فرمودند: ‌از اولین شب جمعه در ماه رجب غافل نشوید، زیرا شبی است كه فرشتگان آن را «لیلة‌الرغائب» می‌نامند. این نامگذاری به این جهت است كه هنگامی كه یك سوم از شب گذشت، هیچ فرشته‌ای در آسمان‌ها و زمین نمی‌ماند، مگر اینكه در كعبه و اطراف آن جمع می‌شوند. آنگاه خداوند به طور غیرمنتظره ای بر آنان وارد شده و می‌فرماید: "ای فرشتگانم! هرچه می‌خواهید از من درخواست كنید". فرشتگان عرض می‌كنند: "حاجت ما این است كه از روزه‌داران رجب درگذری". خداوند می‌فرماید: این كار را انجام دادم. بهتر است كسی كه این حدیث را می‌شنود در این شب، زیاد بر فرشتگان صلوات فرستاده تا تكلیفی را كه آیه تحیت به عهده ما گذاشته به اندازه توانایی انجام داده باشد. سپس رسول خدا (ص) فرمودند: روز پنجشنبه، اول رجب را روزه گرفته و سپس بین نماز مغرب و عشا 12 ركعت نماز به جا آورده و به ترتیب زیر نماز بخوانید.

الف) در هر ركعت بعد از حمد 3 مرتبه سوره قدر و 12 مرتبه سوره اخلاص.

ب) بعد از نمازها 100 مرتبه بگوید:  اَللّهمَ صَلَ عَلی مُحَمَدِ النَبِی الْاُمَیِ وَ آلِه

ج) پس سجده كنید و 70 مرتبه بگویید: سُبُوحُ قُدُوسُ رَبُ الْمُلائِكَةِ وَ الرُوحِ. سپس از سجده برخیزد و بگوید: رَبَ اغْفِرُ وَارْحَمْ وَ تَجاوَزْ عَما تَعْلَمُ اِنَكَ اَنْتَ الْعَلِیُ الْعَظیمُ.

د) بار دیگر به سجده بروید و 70 مرتبه بگویید: سُبُوحُ قُدُوسُ رَبُ الْمَلآئِكَةِ وَ الرُوح . و در خاتمه نیازمندی‌های خویش را از خداوند طلب كنید.

سپس رسول خدا فرمودند: قسم به كسی كه جانم در دست اوست، هیچ بنده‌ای از بندگان خدا این نماز را به جا نمی‌آورد، مگر اینكه خداوند گناهان او را می‌بخشد؛ گرچه گناهان او مثل كف دریا و به عدد شن و به وزن كوه‌ها و به عدد برگ‌های درختان باشد و روز قیامت 700 نفر از خویشان خود را كه همگی سزاوار آتش باشند، شفاعت می‌كند. و در شب اول قبر، خداوند ثواب آن را به بهترین صورت با روی گشاده و خندان و زبان فصیح برای او می‌فرستد كه می‌گوید: ای محبوب من! مژده بده؛ از هر سختی نجات پیدا كردی. می‌پرسد: تو كیستی؟ رویی بهتر از روی تو ندیده و بویی به خوشبویی تو مشامم نرسیده. جواب می‌دهد: ای محبوب من! من ثواب آن نمازی هستم كه در فلان شب، فلان منطقه، فلان ماه و فلان سال به جا آوردی؛ امشب آمده‌ام تا حقت را ادا كرده، مونس تنهایی تو بوده و وحشتت را از بین ببرم و زمانی كه در شیپور دمیده شود، در عرصه قیامت بر سرت سایه افكنم و تو هرگز هیچ خیری را از جانب مولایت از دست نخواهی داد.

التماس دعا

نوشته شده توسط ساره ملک خانی ساعت 02:00 ب.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه دهم خرداد 1388
تمامی مطالب و عكسهای مجله زندگی ایرانی

سورپرایز!!!!

 

با عرض خیر مقدم خدمت شما خوبان و همراهان همیشگی، می خواهم از صمیم قلبم از نغمه رحمانی عزیزم و تانیا نصر مهربون كمال تشكر را داشته باشم. ضمن اینكه به اطلاعتان می رسانم طبق قولی كه به شما داده بودیم، فقط به خاطر گل روی شما مخاطبان وبلاگمون و دوستان عزیزمان تمامی مصاحبات و عكسهای آقای محمدرضا گلزار را به اینصورت (فایل) در آوردیم و در وبلاگمون قرار دادیم تا شما هم مثل ما استفاده كنید.

برای دیدن هر لینك روی آن كلیك نمایید و در صفحه جدیدی كه باز می شود آنرا مشاهده نمایید. ضمنا برای خواندن مطالب به صورت درشتتر و مشاهده كامل نوشته ها و خواندن آنها، روی علامت مستطیلی كه در گوشه پایین سمت راست  ظاهر می شود كلیك نمایید تا صفحه بزرگتر شود و بتوانید مطالب را بخوانید. سعی كردیم كه صفحات را به همان ترتیبی كه در مجله زندگی ایرونی آمده است برایتان در وبلاگمان قرار دهیم.

از مجله محترم زندگی ایرانی و دست اندر كارانشان عذر می خواهم كه صفحات مجله شان را در وبلاگم قرار دادم آنهم فقط بخاطر تمام كسانی كه مجله را به علت فروش بالای آن نتوانستند تهیه كنند. و از همه شما كپی پیست كاران عزیز هم می خواهم كه اگر خواستید از این مطالب و عكسها استفاده كنید حتما نام منبع مجله زندگی ایرانی را ذكر كنید و برای ما هم دردسر فراهم نكنید.

تك سوپر استار در دزدان دریایی كارائیب(1):

http://i40.tinypic.com/j63i10.jpg

 تك سوپر استار در دزدان دریایی كارائیب(2):

http://i41.tinypic.com/1zmp4r5.jpg

یكی آن بالا تو را دوست دارد (1):  

http://i42.tinypic.com/e9f0pl.jpg

 یكی آن بالا تو را دوست دارد (2):

http://i42.tinypic.com/mn12t4.jpg

     اگر ترس از ارتفاع ندارید (1):

   http://i42.tinypic.com/kb911i.jpg

   اگر ترس از ارتفاع ندارید (2):

http://i43.tinypic.com/m9roft.jpg

اگر ترس از ارتفاع ندارید (3):

http://i41.tinypic.com/155mjvs.jpg

مصاحبه با مربیان گلزار:

http://i40.tinypic.com/4rrm0n.jpg

مصاحبه با هومن صدر  و پیام ایرایی:

http://i43.tinypic.com/1tvoz5.jpg

صفحه اول مصاحبه گلزار و دكتر هومن عشقی:

http://i43.tinypic.com/w1wqvd.jpg

 صفحه دوم مصاحبه گلزار و دكتر هومن عشقی:

http://i39.tinypic.com/2ztfrs3.jpg

پشت پرده بازار پرده (فقط عكس مصاحبه):

http://i44.tinypic.com/2euls00.jpg

عكس رنگی نیمرخ از گلزار:

http://i44.tinypic.com/j0jn2f.jpg

عكس سیاه و سفید نیمرخ از گلزار:

http://i41.tinypic.com/904zza.jpg

 

منبع تمامی مطالب این پست:

 ماهنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و ورزشی زندگی ایرانی

 

 

نوشته شده توسط ساره ملک خانی ساعت 04:00 ب.ظ موضوع مطلب :‌ مصاحبه مطبوعاتی با محمدرضا گلزار ,

ویرایش شده در یکشنبه دهم خرداد 1388 و ساعت 04:31 ب.ظ

لینك ثابت | نظرات ()

جمعه یکم خرداد 1388
محمدرضا گلزار با چهره "جانی دپ" در نقش "جك گنجشكه" در فیلم "دزدان دریایی كارائیب"

اولی كه مجله زندگی ایرونی رو روی سكوی روزنامه فروشی با عكسی كاملا متفاوت از رضا گلزار دیدم به خودم گفتم كه خوب اینها هم مثل همه مجله ها گرفتند یك مصاحبه با رضا گلزار انجام دادند و احتمالا این گریم كاملا  متفاوت هم به یكی از جدیدترین پروژه های سینمایی گلزار بر می گردد. اما توی راه قبل از اینكه بتونم جایی رو پیدا كنم تا بتونم بایستم و مجله رو ورق بزنم به خودم می گفتم: ولی من هیچ جایی، چیزی و خبری در مورد ساخت پروژه ایرانی "دزدان دریایی كارائیب" نشنیدم.

وقتی بالاخره توی شلوغی خیابان یك سایبان پیدا كردم و تونستم مجله رو باز كنم و ورقش بزنم، تازه دیدم قضیه به كل با چیزی كه در خیالاتم بود زمین تا آسمون فرق داشت. اونقدر مصاحبه های مختلف و عكسهای رنگارنگ و توی مجله بود كه نمی دونستم اول كدوم یكیش رو بخونم. هنوزم نمی دونم كدوم یكی از مطالب اون مجله رو برای دوستانی كه ممكنه نتونن مجله رو بخونن و یا به شهرشون نرسه باید تعریف كنم.

اونقدر توی مصاحبه های رنگارنگ با رضا گلزار مطالب جالب بود كه دلم می خواست می تونستم همه این مطالب رو توی وبلاگم بنویسم. اما دیدم جذاب ترین دوست داشتنی ترینش همین حرفهای ته دلی است كه هیچ كسی تا حالا نشنیده. بالاخره مصاحبه و عكس یك جوری به گوش همه می رسه، اما این حرفهای نگفته هستش كه همیشه و همه جا نمیشه پیداش كرد.

برای همین هم من این مطلب رو برای شما مخاطبان وبلاگم انتخاب كردم. این را هم بگم كه عكس روی جلد مجله یا دیگر عكسها اصلا ربطی به هیچ پروژه سینمایی ندارد. بلكه مربوط به تهیه چند عكس ناقابل است كه تعدادی خبرنگار و عكاس متحد شدند تا یك چهره ای متفاوت برای سوپر استار و اسطوره سینمای ایران بسازند كه در این میان چهره "جانی دپ" در نقش "جك گنجشكه" در فیلم "دزدان دریایی كارائیب" برای گلزار اتخاب شد و تمامی نقشه ها و طرحها هم مورد قبول آقای گلزار واقع گردید و نتیجه كار این چیزی شد كه در مجله زندگی ایرانی ملاحظه كردید.

این پست از چند قسمت مختلف تشكیل می شود. یعنی فقط یك قسمت آن مصاحبه خیلی خصوصی با آقای گلزار است و دارم سعی می كنم كه بتونم تمام مصاحبه ها رو به صورتی كه لایق این وبلاگ و مخاطبانش است تهیه كنم. پس لطفا مرتبا به ما سر بزنید تا بتوانید تمام مطالب را بخوانید و شما هم در جریان آنچه اتفاق افتاده داستان قرار بگیرید.

اینم بگم توی مجله یك عالمه مصاحبه بود كه حتی بعضی هاش رو خود رضا گلزار با دیگران انجام داده بود. حتی خیلی از بخشهایش مربوط می شد به تعریفهایی كه دیگران و دوستان و نزدیكان و حتی مربیان بدنسازی و یا وكیل رضا گلزار از او و از مطالب كلی مربوط به سینما داشتند. پس با ما باشید....

ساره ملك خانی

یك مژده:

برای دریافت پوستر

محمدرضا گلزار

بصورت رایگان

با دفتر نشریه زندگی ایرانی می توانید تماس بگیرید كه من شماره تلفنش را در فسمت كامنتها برایتان ثبت می كنم.


یكی آن بالا تو را دوست دارد

اسم محمد رضا را پدر و مادرم به خاطر علاقه ای كه به امام رضا (ع) داشتند، برایم انتخاب كردند و برای همین برایم اسم مقدس و محترمی است. خانواده ما به شكل غریبی به امام رضا (ع) علاقه دارند.

بالاخره همه چیز جور شد و همان پروژه طلایی كه از ابتدای راه افتادن مجله دنبالش بودم داشت اتفاق می افتاد و آنهم با كسی كه گزینه اول ما برای این كار بود: محمدرضا گلزار. همه چیز خوب بود چون بابك اسكندری در دفتر گلزار بود و داشت كارش را انجام می داد و آرام آرام تیتر رویایی ما "محمدرضا گلزار تك سوپراستار سینمای ایران در دزدان دریایی كارائیب" داشت رنگ واقعیت به خود می گرفت. دائم با خودم كلنجار می رفتم و می گفتم حالا كه قراره مخاطب سوپر استار را در هیبت دیده نشده ای ببیند چرا نباید حرفهای كمنتر شنیده شده ای از او را بخواند. ولی باید بی خیال همه این چیزها می شدم چون پروژه آنقدر جذاب بود كه همه این چیزها را تحت تاثیر خودش قرار می داد.اما دیدن دسته ای كاغذ كه انگار دست نویس های گلزار بود همه چیز را سر جای خودش برگرداند. این كاغذها و یكسری چك نویس های دیگری كه روی میز بود باعث شد كه هیچ جوری نتوانم خودم را راضی كنم كه بی خیال این گپ و گفت بشوم.

همه این دست نویسها بلا استثنا با اسم "خدا" شروع شده بود مثل "به نام خدا" ، "به یاد او" ، "یا لطیف" و ... اتفاقا چك نویسها هم همین وضعیت را داشتند. وقتی چند دقیقه ای توی اتاق گلزار تنها شدم سركی هم روی میز كارش كشیدم دیدم فیشهایی هم كه روی آنها برنامه روزانه  و قرارهایش را نوشته هم همگی با نام "خداوند" شروع شده اند. باید هر جوری بود ته و توی قضیه را در می آوردم و از یك جایی شروع می كردم كه حساس نشود. همین كه وارد شد و پشت میزش نشست به او گفتم "راستی چرا هیچ وقت یه اسم هنری برای خودت انتخاب نكردی. چون معمولا آدمهای معروفی كه اسم مذهبی دارند این كار را می كنند." بدون هیچ مكثی گفت: "چرا باید این كار را بكنم. چون همه انجام می دهند من لزومی نمی بینم چون اسمم خیلی خوبه."

علاقه به این اسم موضوع را برایم جالبتر كرد. چون به هر حال این علاقمندی ریشه اش یه یكسری اعتقادات مذهبی بر می گشت. همان اعتقادی كه باعث شده هر نوشته ای را با نام خدا شروع كند:"اسم محمد رضا را پدر و مادرم به خاطر علاقه ای كه به امام رضا (ع) داشتند، برایم انتخاب كردند و برای همین برایم اسم مقدس و محترمی است. خانواده ما به شكل غریبی به امام رضا (ع) علاقه دارند. پدرم از زمانی كه یادم هست، هفته ای یكبار برای زیارت به مشهد میره، سنتی كه همچنان هم ادامه دارد.حتی در اوج شلوغی كارهایش، زیاره امام رضا (ع) را رها نكرده بارها شده صبح بلیط گرفته و رفته مشهد و شب برگشته..."

وقتی گلزار این موضوع را مطرح كرد بلافاصله از او پرسیدم كه شغل پدرت چیه كه او هم با خنده گفت: "مهندسه"، چون خیلی تابلو این سوال را پرسیدم و او هم خیلی زود فهمید كه شاید من منتظر بودم كه بشنوم:"پدرم فرش فروشی داره و یا حجره داری است در بازار".

صحبتمان خوب گل انداخته بود و داشت در مسیری حركت می كرد كه هر چه جلوتر می رفتیم حس كنجكاوی من بیشتر می شد اینكه بدانم كه خود "محمدرضا" هم به این زیارت رفتن ها علاقه دارد: "آخرین باری كه مشهد رفتم همین چند ماه قبل بود. به همراه چند نفر از بازیگرهای دیگر برای مراسمی به مشهد دعوت شدیم. فشردگی برنامه ها طوری بود كه اصلا وقت نمی كردم حرم بروم. یك روز داشتیم از جلوی حرم رد می شدیم كه از بچه های گروه خواستم كه چند دقیقه ای توقف كنند و من سریع بروم زیارت و برگردم. اما همه به من می گفتند كه الان اوج شلوغی حرم است امكان ندارد كه بتوانی وارد حرم بشوی. اما باور نمی كنید زمانی كه وارد حرم شدم در حالی كه وقت نماز بود و معمولا در این زمان درهای حرم را می بندند، من خیلی راحت توانستم وارد صحن بشونم و خودم را به ضریح برسانم".

گلزار وقتی این این خاطره را روایت می كرد باز هم روی نقطه ای تاكید می كرد كه قبل از آنهم در صحبتهایش به آن اشاره كرده بود :"قسمت"، " قسمت آدم هر چی باشه همون می شه، هر چند كه انسان دارای اراده است، اما اراده انسان در طول اراده خداوند است و همه چیز در نهایت به اون بالا بر می گرده".

وقتی صحبتهای گلزار تمام شد گفتم چقدر مثل معلم "دینی ها" حرف زدی كه جواب او عطف شد به یكی از مصاحبه های قدیمی اش:"قبلا هم گفته بودم كه من در كلاسهای آموزش كنكور، معارف كنكور درس می دادم . فكر كنم حدود سه سالی كارم این بود."

هر چی گلزار بیشتر می گفت منم بیشتر حرص می خوردم كه چرا نمی توانم این چیزها را بنویسم یا ضبط كنم تا بعد در مجله چاپ كنیم اما حرفهایش آنقدر تازه و جذاب بود كه نیازی به ضبط نداشت و تمامش جز به جز روی مغزم نشست، بخصوی جایی كه حرف از نذری و نذری دادن پیش آمد:"خیلی اهل نذری دادن هستم، اما الان به خاطر اینكه نگویند داره با این كار "شو" میده، مجبورم به شكل دیگری آنرا انجام دهم، به شكلی كه خودم هم احساس رضایت كنم. خوب الان شرایط این است دیگه."

حرفهای سوپر استار قشنگ بود، اما جایی كه گفت اهل "شو دادن" نیستم قدر حس ژورنالیستی من را تحریك كرد و گفتم: اگه اهل شو دادن نیستی و معتقدی كه باید این طور كارها را جوری انجام داد كه كسی متوجه نشود، چرا عیادتت از بچه های سرطانی را رسانه ای كردی:"خب، این بحث دیگری دارد.به هر حال من به عنوان یك بازیگر طرفداران خودم را دارم، می توانم با حضورم در این محافل، دوستدارانم را هم به شكلی در این كار خیریه ترغیب كنم. ضمن اینكه من تا همین پارسال مشاور هنری سازمان بهزیستی استان تهران بودم آنهم به مدت چند سال، اما هیچكس از آن خبر نداشت. من توی این مدت به مراكز مختلفی سر زدم و هر كاری از دستم بر می آمد انجام می دادم اما هیچكدام را رسانه ای نكردم."

اگر خاطرتان باشد محمدرضا گلزار در برنامه ویژه تحویل سال 1378 مهمان شبكه تهران بود. در این برنامه به او سفر حج عمره هدیه داده شد. سفری كه به زودی محقق می شود:"پاییز امسال حتما می روم. خیلی دوست داشتم روزی به زیارت خانه خدا بروم و قطعا اگر شبكه تهران این هدیه را به من نمی داد، خودم این كار را انجام می دادم."

اما توی این گپ و گفت قدری هم راجع به فوتبال حرف زدیم. گلزار از آن طرفداران دو آتیشه بارسلون است و در شب بازی بارسلونا و چلسی حسابی حرص خورده و وزن كم می كرد: "عجب شبی بود. با بچه ها داشتیم دسته جمعی بازی را نگاه می كردیم زمانی كه داور وقت اضافه را نشان داد، من به بچه ها گفتم: "یك دقیقه مانده به آخر بازی اینی ستا یك شوت از پشت هیجده می زند و تمام. درست همام چیزی شد كه گفتم، اصلا باورم نمی شد. خیلی حال كردم."

از یك ساعت صحبتی كه به این بهانه با گلزار انجام دادم، همین اندازه در ذهنم باقی مانده بود. صحبتهایی كه دلم نیامد آنها را روی كاغذ نیاورم و چاپ نكنم.

نگارنده: وحید سعیدی

منبع:ماهنامه فرهنگی زندگی ایرانی. شماره 3. خرداد 1388

نوشته شده توسط ساره ملک خانی ساعت 03:30 ب.ظ موضوع مطلب :‌ مصاحبه مطبوعاتی با محمدرضا گلزار ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388
"دو خواهر" عید فطر روی پرده سینماها می‌رود

محمد بانکی در گفتگو با مهر:

 

"دو خواهر" عید سعید فطر روی پرده سینماها

 

کارگردان و تهیه‌کننده فیلم سینمایی "دو خواهر" از اکران عمومی این فیلم با بازی محمدرضا گلزار در عید فطر خبر داد.

محمد بانکی درباره اکران این فیلم به خبرنگار مهر گفت: برای اکران "دو خواهر" در عید سعید فطر با چند گروه سینمایی مذاکره کرده‌ایم که به زودی به نتیجه می‌رسیم تا فیلم را در یکی از گروههای اصلی اکران کنیم. ساخت آنونس و طراحی پوستر و بیلبورد شروع شده و خردادماه به پایان می‌رسد.

وی افزود: "دو خواهر" برای اکران عمومی مشکلی نداشته و تاخیر در اکران فیلم به دلیل طولانی شدن مراحل فنی بوده است. پیش از عید دستگاه صداگذاری دالبی دیجیتال را وارد و فیلم را به این شیوه صداگذاری کردیم و این مرحله کمی طولانی شد، اما پروانه نمایش "دو خواهر" بدون حذف و اصلاحیه صادر شد و برای اکران فیلم مشکلی وجود ندارد.

این تهیه‌کننده و کارگردان گفت: با اینکه فیلم قصه‌ای جذاب و بازیگران محبوب و شناخته‌شده دارد، نمی‌توان درباره موفقیت آن در گیشه با قطعیت صحبت کرد. امیدوارم "دو خواهر" در اکران عمومی با خانواده‌ها و جوان‌ها ارتباط برقرار کند. اما سلیقه تماشاگر ایرانی را نمی‌توان پیش‌بینی کرد و این کار را سخت می‌کند.

محمدرضا گلزار، الناز شاکردوست، نیکی کریمی، حامد کمیلی، بهنوش بختیاری، پوراندخت مهیمن و احمد پورمخبر بازیگران "دو خواهر" هستند و داستان درباره جوانی کلاهبردار است که همزمان با دو خواهر در چهره‌های متفاوت ارتباط برقرار می‌کند.

فیلمنامه را حسین مثقالی نوشته و غلامرضا آزادی مدیر فیلمبرداری، علی رشیدی صداگذار و پوریا حیدری آهنگساز فیلم هستند. بانکی بازیگری و تهیه‌کنندگی "علف‌های هرز"، "تهاجم"، "حامی"، "مرد کوچک"، "شاهین طلایی"، "کمینگاه" و... را تجربه کرده است.

 

منبع: خبرگزاری مهر

نوشته شده توسط ساره ملک خانی ساعت 07:30 ب.ظ موضوع مطلب :‌ خبرهایی از آثار سینمایی محمدرضا گلزار ,

ویرایش شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:23 ق.ظ

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari