گزارش از كنسرت گروه ریزار

گزارش از دو روز كنسرت موفقیت آمیز
محمدرضا گلزار (سرپرست گروه ریزار)
در مجموعه اریكه ایرانیان تهران
روز سه شنبه طبق قرار قبلی كه با دوستان داشتیم ساعت چهار عصر رسیدم اریكه ایرانیان. من و دوستانم روز دوشنبه هم كه قرار بود اولین روز برگزاری كنسرت باشد در اریكه ایرانیان حضور داشتیم ولی متاسفانه به دلایلی مجوز برگزاری كنسرت برای گروه ریزار از سوی وزارت ارشاد صادر نشده بود. با دوستانمان در همان روز تا پایان تمرینات گروه ریزار در مجموعه منتظر مانده بودیم و موفق شده بودیم كه با گلزارمون هم دیدار داشته باشیم. آقای گلزار هم با همه اینكه بسیار خسته و ناراحت از اجرا نشدن كنسرت بودند اما در كمال لطفشان بهمان قول چند تا بلیط مهمان برای من و دوستانم دادند و گفتند كه ساعت چهار و نیم روز سه شنبه به اریكه بیاییم و بلیطمان را از دوستشان بگیریم. ما هم طبق همین قرار به مجموعه اریكه رفتیم. دوستانمان رسیدند و در همین فاصله رسیدن من و دوستانم با بردیا گلزار عزیز برادر مهربان محمدرضا گلزار هم سلام و احوال پرسی كردم و در مورد بلیط با ایشان صحبت كردم. گفتند كه تا ساعت شش باید منتظر باشیم تا بلیط های مهمانان به دستشان برسد. با دوستان كه دور هم جمع شدیم دیدیم كه تا ساعت شش زمان زیادی باقی مانده و كمی در مجموعه اریكه به تماشای پوسترهای فیلمها و تماشای فروشگاههای مجموعه مشغول شدیم. مجددا ساعت شش رفتیم جلوی ورودی پله های منتهی به سالن كنسرت. در همین موقع بردیا گلزار خودشان آمدند و با دقت فراوان كه جلوی خودمان تعداد بلیطها را شمردند و صحت و سالم بودن بلیطهایمان را كنترل كردند، بلیطهای ما را به دستم دادند و ما هم ازشون تشكر كردیم و با دوستانمون وارد ورودی سالن كنسرت شدیم.
برای اطلاع آندسته از دوستانی كه تاكنون مجموعه اریكه ایرانیان را از نزدیك ندیده اند این توضیح را بدهم كه مجموعه اریكه دارای دو سالن سینما و یك سالن آمفی تئاتر هستش كه سالن آمفی تئاتر به برگزاری كنسرتها اختصاص یافته كه سالنی است با سه گروه صندلی كه قسمتهای راست و وسط و چپ سالن را صندلی ها پوشانده اند و كل سالن بالغ بر سی ردیف صندلی است كه هر ردیف حدود پنجاه صندلی را در بر می گیرد. این را توضیح دادم كه بدانید یكی از بهترین و بزرگترین سالنهای شهر تهران كه جمعیتی بالغ بر هزار و پانصد نفر را در بر می گیرد به این كنسرت اختصاص یافته بود.
تا ساعت یك ربع به هشت شب منتظر بودیم كه كنسرت شروع بشود. تعداد بسیار زیادی از افراد و علاقه مندان به تماشای كنسرت را مهمانان ویژه تشكیل می دادند. در این میان پدر محترم و مهربان گلزارمون هم در جمعیت حضور داشتند. دربهای ورودی سالن باز شد و وارد سالن آمفی تئاتر شدیم. من یكی واقعا تمام مدت كنسرت، سپاسگزار گلزارمون بودم چون بلیطهای بهترین ردیف و صندلیها را كه كاملا مشرف به سن نمایش كنسرت و دقیقا روبروی سن نمایش بود به ما هدیه داده بودند. تا زمان شروع كنسرت پرده بزرگی جلوی سن را پوشانده بود و سن نمایش قابل دیدن نبود.
از سن نمایش براتون بگم كه آرم بزرگ REZZAR درست بالای سن و جایگاه گلزارمون كه درام می زدند با نور قرمز خودنمایی می كرد. از روبرو كه سن را تماشا می كردید سمت راستتان یك پلكان دو طبقه ای درست كرده بودند كه طبه اولش ارگ و پركاشن بود و طبقه دومش هم یك پركاشن دیگر بود كه بعدا میگم چرا این قسمت در دو طبقه ساخته شده بود و اون پركاشن طبقه دوم برای چه بود؟
قسمت وسط سن دو جایگاه مثل كیوسك تلفن به رنگ قرمز درست شده بود و یك قسمت نیم دایره ای مشكی رنگ كه در وسط ایندو كیوسك قرار داشت كه دو طرفش پلكان مانندی با حدود شش تا هفت پله ساخته شده بود. به یكی از اون جایگاههای شبیه كیوسك تلفن كه در سمت چپ قرار گرفته بود هم یك تلفن عمومی واقعی وصل شده بود.
سمت چپ سن هم جایگاه سفید رنگ بزرگی با یك آرم دیگر ریزار پایینیش، به رنگ مشكی ساخته شده بود كه یك ارگ دیگر آنجا قرار داشت. جلوی سن هم دو تا سكو برای ایستادن خواننده ها ساخته شده بود.
ابتدا مجری برنامه به روی سن آمد و از روی نوشته متن خوشامد گویی و تعریف از كنسرت و گروه اركستر را خواند. بعد از سلام و احوال پرسی هم گفت كه شئونات اسلامی را رعایت كنید و تلفنهای همراهتان را خاموش نگه دارید. بعد یكدفعه همون تلفن عمومی زنگ زد و مجری برنامه گفت خواهشا موبایلهاتونو خاموش كنید. جمعیت بهش گفتند برو گوشی رو بردار. او هم با خنده رفت و گوشی را برداشت و مثلا با شخصی شروع به صحبت كرد. می گفت اجازه بدید كه سورپرایز برنامه را اعلام كنم. بعد گفت:"نه نمیشه!؟ الان اجازه نمی دین؟ باشه" و گوشی را گذاشت و دوباره به جلوی سن اومد و گفت:"اجازه ندادند سورپرایز برنامه رو اعلام كنم." خداحافظی و تشكر كرد و رفت.
اعضای گروه اركستر آمدند و با تشویق تماشاچیان در جاهای خود مستقر شدند. همه منتظر ورود گلزارمون بودیم كه دیدیم از پشت همون نیم دایره مشكی رنگ كه درست وسط سن قرار داشت با یك بالابر گلزارمون با دستگاه درام به بالای سكو رسید درست زیر همون آرم قرمز رنگ ریزار و سكو ثابت در جای خود ماند. فریاد تماشاچیان قطع نمیشد.
راستی یادم رفت بگم كه بر روی دیوار روبروی تماشاچیان و پشت سر اعضای اركستر یك ال سی دی بزرگ نصب شده بود كه تمام مدت كنسرت مناظر جالبی مانند ابرها و دریاهای خروشان و دایره های رنگی بر رویش نمایش داده میشد. جلوی جلوی سن هم یك ردیف پایه های مشكی كوتاه درست شده بود كه در هر آهنگ وقتی به اوج آهنگ می رسید شعله های آتش از این پایه های مشكی بیرون می زد.
گروه اركستر لباسهایشان متحد الشكل بود. پیراهن سفید و پلیور های یقه هفت سورمه ای رنگ با شلوار های جین. لباس گلزارمون هم همین شكل بود با این تفاوت كه پلیورشون قرمز بود.
تمامی آهنگهای گروه اركستر با زدن دو دسته درام به همدیگر با چهار شماره كه گلزارمون به هم می كوبید دسته های درام را، شروع میشد.
آهنگهایی هم كه اجرا شد:
آهنگهای مازیار میری: آهنگ لیلای من دنیای من، آهنگ مجنون لیلی از فیلم مجنون لیلی،
آهنگهای بابك جهانبخش: آهنگ پناهم بده از فیلم دو خواهر، آهنگ چی شده (از آهنگهای قدیمی)، آهنگ فكرشو بكن،
آهنگهایی توسط دو خواننده كه ابتدا فكر كردیم برادر هستند ولی بعدا متوجه شدیم كه امیر طبری و سهراب پاكزادند كه دوستند و شباهت بسیار زیادی به هم داشتند كه آهنگهای آروم آروم، یكی یدونه و حالا نرو را اجرا كردند.
یك آهنگ بدون كلام هم از گروه یانی كه ویلون بسیار زیبای نیما وارسته و پركاشن محمدرضا گلزار بود كه گلزارمون برای این آهنگ به بالای همون سكوی دو طبقه رفت و از اون بالا پركاشن می زد كه فوق العاده بی نظیر بود.
بعد هم یك وقت استراحت ده دقیقه ای دادند برای اینكه مشكل فنی رخ داده بود. بعد از وقت استراحت هم گلزارمون كه لباسش را عوض كرده بود و پیراهن سورمه ای پوشیده بود به روی سن آمد و آهنگ "همه چی آرومه" حمید طالب زاده را با صدایی بی نظیر و بسیار رسا و زیبا و عمیق خواند كه فریاد تماشاچیان لحظه ای قطع نمیشد. قبل از اینكه گلزارمون بخونه گفت:"حالا رسیدیم به بخش سورپرایز كنسرت!"
آخر برنامه هم با خداحافظی و تشكر و قدردانی های گلزارمون از تمامی عوامل و دست اندركاران وزارت خانه ها و حراستها و مجموعه اریكه ایرانیان به پایان رسید.
البته شب اول اینگونه بود. چون من شب دوم هم در كنسرت شركت كردم و دو ردیف بالاتر از جایمان در همان شب اول نشستم كه البته خودم بلیطش رو خریده بود چون واقعا این كنسرت زیبا رو دلم نیومد كه دوبار نبینم. سانسهایی كه ما بودیم هر دو شب سانس اول بود كه هم شب اول و هم شب دوم در سانسهای دوم خانواده محترم گلزار در كنسرت شركت كرده بودند كه شب دوم من موفق به زیارتشون شدم.
در شب اول و در سانس اول خواننده "آهنگ همه چی آرومه" حمید طالب زاده یكی از مهمانان ویژه بود. در سانس دوم هم شنیدم كه سیاوش خیرابی مهمان ویژه بود. شب دوم هم در سانس اول خانواده داود رشیدی كه گلزارمون هم از حضورشان قدردانی كرد حضور داشتند. سانس دوم هم حمید فرخ نژاد و نیوشا ضیغمی كه من خودم دیدمشان مهمانان ویژه بودند.
خیلی دوست داشتم می تونستم تمامی اشعار خوانندگان را برایتان بنویسم. دوست داشتم زودتر گزارش می نوشتم ولی می بایست برای اینكه آهنگها اجرا شده در این كنسرت لو نره و مزه ندیدن كنسرت برای كسانیكه بلیط خریداری كرده اند باقی بماند صبر می كردم.
امیدوارم از گزارشم راضی باشید. می دونم كه تمامی دوستان شهرستانی آرزوی حضور در این كنسرت تكرار نشدنی را داشتند و دارند اما امیدواریم كه دلشون آب نشده و از ما هم نرنجند.
خواستم گزارش از شب دوم كنسرت دوم براتون بنویسم كه دیدم همون آهنگها اجرا شده و تغیری در آهنگهای اجرا شده توسط گروه اركستر وجود نداشت. تغیراتی كه وجود داشت از شب اول به شب دوم اینها بود:
شب اول گروه امیر و سهراب صداشون واضح نبود و به سختی اشعاری كه میخوندند شنیده میشد ولی شب دوم پخش صدا عالی بود و كاملا واضح تمامی آهنگهای این دو نفر شنیده میشد.
جمع كثیری از طرفداران مازیار و جهانبخش ردیف سمت راست صندلیهای سالن را پوشانده بودند كه همزمان با خود خواننده ها آهنگها رو می خوندند و حتی مازیار فلاح هنگام خوندن آهنگ "مجنون لیلی" رو به اون ردیف ایستاد.
در شب دوم لباس گلزارمون به دلایل نامعلومی از اون پلیور قرمز رنگ به همون پیراهن سورمه ای تغیر كرده بود و تمام مدت اجرای كنسرت با همون لباس سورمه ای رنگ بود.
شب اول من احساس كردم كه گروه اركستر به دلیل اجرای اولشون كمی معذب بودند و مثل چوب سر جایشان بودند اما شب دوم خودشونم احساس راحتی بیشتری داشتند طوریكه به راحتی در كنار خواننده ها قرار می گرفتند و بر روی سن راه می رفتند، البته به جز گلزارمون.
شب دوم گلزارمون وقتی بین آهنگ امیر و سهراب و آهنگ بعدی باید جایش را تغیر می داد و به بالای اون سكوی دو طبقه می رفت دستش را به نشانه موفقیت به دست سهراب زد.
تمام سالن در شب دوم مملو از جمعیت بود و اصلا جای خالی پیدا نمیشد.
از یكی از دوستانی كه در شب اول و در سانس دوم حضور داشت شنیدم كه خانواده گلزار همگی در سالن حضور داشتند و خواهر زاده های بامزه گلزارمون كارهای جالبی انجام داده بودند. مثلا اینكه سر آهنگ مجنون لیلی از دوستمون شنیدم كه گفت آویسا جون دستاشو به طرف داییش كه گلزارمونه دراز كرده بود و دوست داشت داییشو بغل كنه!
اتفاق دیگری كه در همون شب اول در سانس دوم اتفاق افتاده بود این بود كه گلزارمون كه خواسته بود بخونه گفته بود كه این آهنگ رو به مادر عزیزم تقدیم می كنم! مادرشون هم ردیف اول نشسته بودند. منظورم آهنگ "همه چی آرومه" هستش.
حمید طالب زاده در تمامی سانسها و در هر دو شب به عنوان مهمان ویژه هر دو شب با همسرشان حضور داشتند.
در مورد شب دوم كه من موفق شده بودم قبل از شروع سانس دوم خانواده گلزارمون رو زیارت كنم دو تا نكته با مزه وجود داشت. برسام جان كه مثل داییهایش قد بلند است وقتی بهش سلام كردم فوق العاده مودبانه جوابم رو داد و تمام مدت كنار بردیا گلزار ایستاده بود و از كنارش تكون نخورد. آویسا جان هم وقتی اومد رفت سراغ پوستر كنسرت كه بزرگ گوشه سالن نصب شده بود و دو طرف پوستر رو با دستهای كوچیكش گرفته بود و دو دفعه گفت: "دایی". من اگه خواهر آقای گلزار نبودند مسلما بچه رو بغلش میكردم و هزار تا بوسش می كردم به خاطر این ابراز علاقه بامزه كودكانه اش. ولی به خاطر حضور تمام اعضای خانواده گلزار به خاطر این كار كودكانه اش فقط لپشو كشیدم.
گلزارمون از وسطهای كنسرت در هر دو شب و در هر دو سانسی كه من بودم اعضای اركستر را تك به تك معرفی می كردند كه با تشویق تماشاچیان حمایت می شد.
اون پایه هاییی كه گفتم براتون ازشون آتش بیرون می زد وقتی آهنگها به اوج می رسیدند، حرارتشون طوری بود كه من همه اش فكر می كردم افرادی كه ردیف اول نشسته اند حتما بریان شدند. حرارت اون آتشها تمام سالن را گرم می كرد.
ما هم سبد گلی به رسم تشكر برای گلزارمون در شب اول گرفته بودیم كه كارتی هم از طرف تمامی اعضای وبلاگمون بر روی گلمون زده بودیم و من سبد گلمون را به دست بردیا گلزار دادم آخر كنسرت، كه امیدوارم به دست گلزارمون رسونده باشند. البته تمامی شركتها و موسسات اسپانسر و بعضی از مهمانها سبد گلهایی با پایه های بسیار بلند آورده بودند كه گوشه های سالن جای داده میشد.
نكته آخر اینكه سایت سینمای ما چیزی بالغ بر صد عكس از شب اول كنسرت بر روی سایتشون قرار داده كه می توانید با مراجعه به سایت تمامی عكسها را خودتان ببینید.
در عكسهایی كه از گلزارمون هم بر روی بلیطها چاپ شده و هم بر روی پوستر، یك خط شكستگی بر روی ابروی چپ گلزارمون دیده می شود كه این اشكال چاپی است.
از این كنسرت من هفت تا عكس براتون می گذارم. دو تا عكس پوستر كنسرت، یكی عكس بلیطمون كه رویش عكس گلزارمون زده شد و چهار تا عكس هم كه الناز جان بسیار حرفه ای با موبایلش گرفته كه فقط مختص وبلاگ ماست و خواهش می كنم از تمامی وبلاگ داران گلزاری كه به هیچ عنوان كپی نكنید و در وبلاگتان قرار ندهید. چون این عكسها مختص وبلاگ ماست و من اصلا دوست ندارم كه زحمات الناز جانم هدر برود.
اینم لینك عكسهای منحصر به فرد وبلاگمون از كنسرت گروه ریزار در شب اول و سانس اول اجرا:
http://rezzar.mihanblog.com/extrapage/konsert_rezzar

